اگر ماهي از يكسال بودم...

اسفند... اسفند ماه هیاهو و زندگیه... ماه تمیزی... ماه امید... انتظار... همه این حسها برام قشنگن... اصلا تو اسفند آدما مهربون ترن... همه دارن لبخند می زنن...مغازه دارا... راننده ها... پلیسا... همه...

اگر روز هفته بودم...

مطمئنا پنج شنبه... اونطوری همه خیلی دوسم داشتن...

اگر عدد بودم...

امممم... صفر... به افتخار اون آدمائی که مجبور می شن از صفر شروع کنن...

اگر جهت بود...

مرکز...دلیلشم بگم؟

اگر همراه بودم...

سوالو درست نمی گیرم... گمونم از اینکه همراه همسرم شدم تو زندگی به اندازه کافی خوشحال باشم... شایدم منظور یه وسیله است... آره؟ در اون صورت دوربین عکاسیم...

اگر نوشيدني بودم...

آب تگری که که از بیرون لیوان بشه میعانش رو دید... کی؟ وقتی تو یه ظهر تابستونی از راه رسیدی ...

اگر گناه بودم...

خوردن سیب ممنوعه

اگر درخت بودم...

عاشق بید مجنونم... عاشق که می گم... عاشقااااا...

اگر ميوه بودم...

توت فرنگی

اگر گل بودم...

ارکیده... پر از زیبایی و خاطره...

اگر آب و هوا بودم...

مه گرفته... یه لحظه یه جنگل یا جاده رو تصور کن... می تونی دوستم نداشته باشی اگه یه هوای مه گرفته تو اون فضا باشم؟!!!

اگر رنگ بودم...

سفید...

اگر پرنده بودم...

مرغ دریایی... اونطوری همه اش جایی بودم که عاشقشم...

اگر صدا بودم...

صدای پای آب... چه خوب گفته سهراب نازنین

اگر فعل بودم...

عشق ورزیدن... و البته... خوابیدن... دی:

اگر ساز بودم...

ویولن... به شرط تک نوازی...

اگر كتاب بودم...

شازده کوچولو ... گمونم انتخاب خوبی باشه...

اگر عضوي از بدن بودم...

انگشت دوم دست چپ

اگر جمله بودم...

من هنوزم برات از تشنگی می میرم... با احترام به فریبرز عرب نیا تو فیلم سلطان

اگر شعر بودم...

شعرای سید علی صالحی... نمونه اش رو ببین:

سَرَم کنارِ گرمی رويا که سنگين می‌شود
ديگر حدودِ جهان
حدود نفسهای من است.

اگر بخشي از طبيعت بودم...

دریا...

اگر حس بودم...

حس خوشبختی...

 بازی خیلی قشنگی بود که به دعوت سازدهنی عزیز واردش شدم... پیشنهادش می کنم دوستان...